یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟" گونه!!!

یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟"  گونه!!!

یک مشت حرفهای خب که چی گونه اولین بار در تاریخ ۲۹ مرداد ۹۲، ۱۸:۲۴ متولد شد و در تیر ماه سال 1397 به کُما رفت و بعد از مدتها باز زنده شد اما در سوابقش دیگر نه حرفی مانده و نه چیزی برای یادآوری. با این همه، ادامه می‌دهد تا تاریخ 19 تیر ماه 1400 ساعت 24.
زان پس دیگر نخواهم نوشت/.
میرزا مهدی/.

طنز
  • ۱ مهر ۹۹ , ۰۹:۲۶
    فتا

13 سال داشتم که برای خواهر بزرگترم خواستگار آمد. یادم است که در مجلس خواستگاری پدرم به خانواده‌ی داماد فرمودند: ریش و قیچی دست خودتان و .... خواهر بزرگترم بدبخت شد.

14 سال داشتم که برای آن یکی خواهر "یک ذره" بزرگترم خواستگار آمد. در مجلس خواستگاری پدرم به خانواده‌ی داماد فرمودند: ریش و قیچی دست خودتان و ..... آن یکی خواهرِ "یک ذره بزرگترم هم بدبخت شد.

15 سالم شد. فکر میکردم افتادیم به دورِ ازدواج. اما کسی به خواستگاریِ من نیامد.

16 سال.

17

18

همانطور مجرد و عزب اوقلی رفتم سربازی.

21

22 سالم شد. باز هم برایم خواستگار نیامد که نیامد. تصمیم گرفتیم که خودمان آستین بالا بزنیم. روز خواستگاری پدرم به خانواده‌ی دختر فرمودند: ریش و قیچی دست خودتان و .... من هم بدبخت شدم.

چندی بعد برای خواهر کوچکتر من خواستگار آمد. پدرم فرمودند ریش و قیچی،.... پدر داماد حرفش را قطع کرد و گفتند: ما با ژیلت کار میکنیم و پنبه.

این شد که بر خلاف ما سه نفر، خواهر کوچکتر من بدبخت‌تر شد.

برادرِ کوچکم اما شب خواستگاری‌اش، ریش پدر را تراشید و از همان لحظه به غیظ پدر گرفتار آمد و همان جا، بدبخت شد. دیگر کارش به خواستگاری نکشید. 

حال  که پویشی راه انداخته‌اید و به لطف و کرامتِ آقا مرتضی"دچارِ دلفین نشان" به آن دعوت شده‌ام، باید عرض کنم: بنده پسرِ همان پدرم و از حیث اینکه ضرورتی نمی‌بینم و خودم را بی‌نیاز از امکاناتِ رفاهیِ بیان میبینم، و همچنین در نظر دادن در چنین مواردِ سرنوشت‌ساز، گنگ و بیسواد و اُمی هستم، با افتخار اعلام میدارم که ریش و قیچی دست خودتان. باشد که خوشبخت گردید.

۹۸/۰۳/۱۸ موافقین ۲۰
میرزا مهدی

طنز

پویش

چالش_وبلاگی

نظرات  (۳۹)

۱۸ خرداد ۹۸ ، ۱۸:۰۱ دختـرِ بی بی
وای نمدونم بخندم یا گریه کنم
خنده به نوع نوشتنتون گریه به ماجرای بخت ها...
ریش و قیچی دست خداست و خودمون...
میتونیم ،میشه در اوج بدبختی خوشبخت باشیم

پاسخ:
به نظرم بخند دخترِ بی‌بی!
یک مشت آدم بدبخت هستند که ما رو خوشبخت میپندارند . همین ما را  کفایت میکند. والله.:) 
تجربه نشون داده وقتی آدم ریش رو قیچی رو میده دست طرف مقابل ، طرف مقابل راهی آسون تر از گند زدن پیدا نمیکنه !!
پاسخ:
یک بار هم پدرم ریش و قیچیو سپرد دست من، بعدش مجبور شد بره کچل کنه  :|
پست اغراق بود دیگه؟
پاسخ:
پُست اغراق بود و امیدوارم نکته هاشو دریافت کرده باشید. مخصوصا تو پاسخ به کامنتها:D
تو رو خدا بگو دروغ گفتی 





پستم نیومدین یا دیس لایکه از شما بود؟ 
پاسخ:
بگم دروغ گفتی؟ باشه.
دروغ گفتی.
من دیس لایک نمیزنم. مگر اینکه خلافش ثابت بشه. :D
نه من نزدم ولی اگه بخوای میتونم بردارمش
۱۸ خرداد ۹۸ ، ۱۸:۲۰ دچارِ فیش‌نگار
آدم
باید
مسئولیت کامل اشتباهش رو
خودش بپذیره داداش
نه باباش :)
پاسخ:
نه اینجا رسم اینه که همه چی تقصیر باباس. آره داداس :D
۱۸ خرداد ۹۸ ، ۱۸:۴۶ حـ . آرمان (استاد بزرگ)
با این اوصاف من به شخصه صلاح نمیدونم
پا شیم بریم؟
:) 
پاسخ:
چاییتونو بخورین
چ متن درخشانی!
پاسخ:
امیدوارم همینطور باشه که فرمودید. دوست دارم یه چیزی توی مطالبی که مینویسم پنهون باشه. اما همیشه ناموفقم:)
"با افتخار اعلام میدارم که ریش و قیچی دست خودتان. باشد که خوشبخت گردید."
یعنی الان بدبختر می گردیم؟ :))
پاسخ:
شما همین که نامتون حسنه، خوشبختید. حالا بی ریش سیبیل و کچل.:D چه فرق دارد
۱۸ خرداد ۹۸ ، ۱۹:۰۳ ... به دنبال حقیقت ...
سلام برادر :)

پاسخ:
علیک سلام. مُنَّوَر فرمودید
پس عاقبت ما به خیر باشه که نه اهل قیچی هستیم و نه ژیلت
پاسخ:
انشالله اهل هیچی نباشی. قیچی، ژیلت، تیغ، سوزن، سیخ، سنجاق...
تنت سلامت باشه. آمین/.
۱۸ خرداد ۹۸ ، ۱۹:۱۴ دچارِ فیش‌نگار
ببین! من کریمه بوووووووووووووووستانم


فهمیدی؟ :))
پاسخ:
خوب بگو ببینم پس چرا آخرِ فیلم مُردی؟
۱۸ خرداد ۹۸ ، ۱۹:۳۲ دختـرِ بی بی
آره والا...
همه فک میکنن همه خوشبختن الا خودشون
اما ما خوشبختیم میدونم
پاسخ:
همه خوشبختیم.

چرا من با پست های شما همیشه خندم میگیره؟
پاسخ:
یه عده هم به فکر فرو میرن و یه عده هم مبهوت میشن. یه عده هم میخوان گریه کنن و روشون نمیشه و میرن سیگار میکشن. :)) اصلا لامصب این ویژگیِ مطالبیه که مینویسم. :D
ای خدااای من :))
خیلی جذاب بود:))
پاسخ:
خدا رو شکر. :D

مشکل از ریش و قیچی نبوده، باید آرایشگرتون رو عوض من مبکردین.
الانم دیر نشده. 
پاسخ:
:))
اتفاقا خوب تر که بخونید میبینید هر بار آرایشگرهاش با آرایشگر قبلی، فرق داشته
بدون تعارف میگم ، متن خیلی خوبی بود . خسته نباشید
پاسخ:
مچکرم برادر
منم متوجه نمی شم دوستان دنبال چی می گردن توی این فضا؟ 
توسعه خدمات؟ 
شخصاً با «بستن استخراج پنهانی بیت کوین» توی مرورگر سیستمم، همون مختصر امکاناتی که بیان داشت رو هم غیر قابل استفاده کردم و خلاص.
بله بله من بهشون اجازه نمی دم بیت کوین استخراج کنن، بیانی ها هم به عنوان مثال نمی ذارن لینک بذارم توی متن پستم!!!
آره اینجوریاست!
پاسخ:
به درک. منم بدونم چطوری میشه غیر فعالش کرد، حتما این کارو میکنم. 
ببین گاهی میبینی بعضی از بلاگرا یه لینک موسیقی میذارن و وارد اپیزو میشی و پیش خودت میگی عیب نداره رفیقته. حالا دوزار هم با کلیک تو بره تو حسابش. مگه روزی چند بار وبلاگش باز میشه؟
ولی بیان، زیرزیرکی کار بدی داره میکنه.:)) یاد بده چطوری غیر فعالش کنم
چی بگم الان دقیقا؟یعنی واقعا چه رفتاری نشون بدم؟
طنز  که میگن همینه.نمیدونی بخندی یا دادوبیداد کنی!
نمیدونم میخواستین طرف دچار همچین حسی بشه یا نه.ولی ببخشید.چون من خندم گرفت.و "دچار" گشتم!
در ساعت 11 و 17 دقیقه.به میم میم : ادمی که وقتی ناراحته یا خوشحاله از تو چشاش معلومه خوشبخته.
اره به نظرم در همین نقطه ی امنی که هستین باقی بمونین.بیخیال کارا.ریش و قیچی دست بقیه!
پاسخ:
مرسی مرسی از توصیه ت. با جان و دل پذیرای نصیحتت هستم:)
الان یه چیزی بپرسم 
باز نیاین مسخره جواب بدین 
کلا منظورتون از حرفای این پست چی بود؟ 
که الان ریش و قیچی رو میدین دست بقیه و گند زده میشه و همه امکانات بیان (همیناییش که الان رایگانه هم) پولی میشه؟ 
پاسخ:
نه منظوری نداشتم پاییز.
من کی مسخره جواب دادم؟
نه این صرفا یک شوخی بود.

تفاوت شما با ما اینه که 
یک: جمعیتتون از ما یکی بیشتره؛  
دو: منو میلاد که هنوز ریش و قیچیمونو ندادیم دست کسی و مجردیم بقیه فک میکنن ما خوشبختیم در حالیکه ما بدبخت تر تریم! :( چقد دلم بحال خودم سوخت یه لحظه! 
پاسخ:
شنیدی میگن : بابات خوب. نَنَت خوب؟
مال ما نَنَمون خوب. بابامو نریش و قیچیو داد  دست رقیب:))
میلاد هم تو کُره سِیر میکنه؟ 
عجب...
پاسخ:
:) پدرم مدام میگه عجب. منم در جوابش میگم مش رجب
سلام
 بنده هیچ امیدی این پویش ندارم.
تا حالا چندین بار وبلاگ های مستهجن رو به بیان گزارش دادیم، امّا هیچکدوم  رو نبستن.
چنین آدم هایی که دین و ایمان و فرهنگ مردم براشون مهم نیست، مسلّما ما هم براشون مهم نیستیم مگر اینکه  نفع مادی و اقتصادی براشون داشته باشه.


در ضمن، برخی از امکاناتی که پیشنهاد شده، خیلی بدیهی هستند، و اینطور نیست که بگید اصلا خبر ندارن و تو جریان نیستند، برخی از امکانات یه تالار گفتوگوی ساده از بیان بیشتره.
پاسخ:
سلام
خوب داشتم مطالب دوستانو میخوندم اغلب نظرشون اینه که امکانات کامنتها بیشتر بشه. لایک گذاری برای کامنتها و امکان پاسخ دادن به کامنتها توسط مخاطبان دیگر.
همین دوتاش مسئله داره حالا تا بقیه ش. اولی اینکه باعث تاثیر پذیریِ دیگر مخاطبان میشه . این باعث میشه که یه نفر نظر بده و دیگران به جای اظهار نظر و بیان عقیده شون با فشار دادن یه لایک یا موافقم، قضیه رو تموم شده بودونن و هیچی هم نگن و برن.
دومیش هم باعث میشه تبدیل به چت رووم بشه. 
فکر کنید من امروز ظهر پنل مدیریتو میبندم و فردا میام باز میکنم میبینم یهمیلیون آدم با هم حرف زدن و گاها افتادن به جون هم و من و مطلب من نه سر پیازن و نه ته پیاز. و خیلی چیزهای دیگه که الان حضور ذهن ندارم. به نظرم بیان الان در بهترین شکل ممکنه.

۱۹ خرداد ۹۸ ، ۰۷:۵۷ بهارنارنج :)
خب اصن با ریش بهتره که
پاسخ:
نمیذارن که
واقعا به بعضیا که یکیشون شمایی به خاطر این قلم های جذاب حسودیم میشه :دی
پاسخ:
ای بابا! ای بابا :)) 
نظر لطفتونه
اتفاقا اگر دقت کنید می‌بینید که ریش و قیچی رو همیشه دادین دست یه نفر:) 
پاسخ:
بابامه ها:))
تهش باید پنج نفرو منشن میکردی میرزا و ریش و قیچی میدادی دستشون!
باشد که جملگی رستگار شویم...
پاسخ:
:)) آمین...
با جوابتون به جناب محمدقاضی موافقم 
پاسخ:
خدا رو شکر
ایول سرعت عمل:)
خدا حفظشون کنه:)
خب این بار ریش و قیچی رو ندین دست باباها، بدین دست مامانا
شاید اوضاع بهتر شد
پاسخ:
نمیذارن که :D
شما میلاد رو ببینین میگین زهرا صد رحمت به تو :)) بعد میفرمایید تو کره سیر میکنه؟! اون اونجا داره زندگی میکنه :))
پاسخ:
طی العرض میکنه گویا:)) 
میگن خوارو ببین برادرو بگیر همینجاس دیگه:))

به نظرم شما از جهت فلسفه وجودی وبلاگ، با دیگر دوستان اختلاف نظر دارید.
فعلا در نگاه اوّل با شما موافقم. 
پاسخ:
آقا محمد فلسفه وجودیِ وبلاگ چیه؟
۱۹ خرداد ۹۸ ، ۱۰:۲۸ دچارِ فیش‌نگار
چون جونام تموم شد دیگه
پاسخ:
:D
بخش عظیمی از حافظه و پردازنده سیستمتون رو این استخراج های غیر قانونی به کار می گیره.
با فعال کردن این افزونه روی مرورگر کروم می تونید سرعت بیشتری به کامپیوترتون بدید.
ولی در عوض بیان رسماً دیگه به دردتون نمی خوره! من این عکس رو تو صندوق بیان آپلود کردم ولی نتونستم لینکش رو بگیرم چون کلیک برای دریافتش منجر به استخراج بیت کوین می شد و گوگل کروم مسدودش می کرد!!!

http://s4.picofile.com/file/8363020676/bitcoin.jpg

مسیری که توی عکس مشخص کردم دنبال کنید اگر جایی متوجه نشدید بگید دوباره عکس بگیرم بفرستم.
پاسخ:
بسیار هم ممنون.
@پاییز
۱۹ خرداد ۹۸ ، ۱۰:۴۲ دچارِ فیش‌نگار
عامو این درسته D:
پاسخ:
صبر کن
:D
ِD:
چقدر فرق کرد :))
مرسی این سومین چیزی که تو طول رفاقتمون ازت یاد گرفتم. دمت گرم
۱۹ خرداد ۹۸ ، ۱۰:۵۱ دچارِ فیش‌نگار
خخخخ :)
آیا خداوند مسخره کنندگان را دوست دارد؟ :|
پاسخ:
جدی گفتم:|
۱۹ خرداد ۹۸ ، ۱۰:۵۷ دچارِ فیش‌نگار
اون دوتای دیگه چی بوده؟ 🤔
تو لیست مطالبم ثبت کردم که راجع به فلسفه وبلاگ بنویسم!
با تشکّر از اینکه موضوع دادید.
پاسخ:
نوش جونتون. لحظه شماری میکنم تا بخونمش
تحلیل درخواست ها برای نظردهی خوب بود (پاسخ به نظر آقای قاضی)
پسندیدن نظر رو زیاد موافق نیستم، جدا از اون نکته ی که شام گفتید که باعث میشه خواننده به پسندیدن/نپسندیدن اکتفا کنه، مسائل دیگه هم داره، مثلا تو وبلاگ های مثل فیشنگار، اگه آمار نپسندیدن نظرات یک نفر بالا بره، شاید کلا اون فرد قید اون وبلاگ رو بزنه و یا حاشیه های برای خود نویسنده وبلاگ ایجاد بشه

اما در مورد پاسخ نظر زیاد موافق تحلیل شما نیستم، بحث پاسخ به نظر که تقریبا در تعدادی زیادی از وبلاگ ها که بی معنیه، چرا که نظر دهنده چندانی ندارن که باز خواسته باشن با هم صحبت کنن، از طرف دیگه از اونجای که تعداد فعالین وبلاگ ها کمه و افراد هم معمولا نسبت به هم شناخت دارن، زیاد دلیلی برای بحث کردن عمومی (از اینای که حالت خاله زنکی داره) ندارن
اونای هم که به همدیگه واکنش نشون میدن، با یک @فلانی مخاطبشون رو مشخص میکنن اما احتمال داره مخاطب مورد نظر متوجه این موضوع نشه، حالا مدیر که باید نظر طرف رو تایید کنه (برای اونای که تایید نظر دارن) چی بیان مثل وضعیت فعلی باشه و چه مثل وضعیت درخواستی
به نظرم خوبه که سیستم به نحوی باشه که طرف بفهمه که یک نفر اون رو به عبارتی منشن کرده :)
مشکل از ریش بود یا قیچی؟!
پاسخ:
ما.
احتمالا ما

آفرین

آفرین

أحسنت

پاسخ:
منَوَّر فرمودید :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی