یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟" گونه!!!

یک مهدی فعله‌گریِ معمولی و از رده خارج

یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟" گونه!!!

یک مهدی فعله‌گریِ معمولی و از رده خارج

یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟"  گونه!!!
طبقه بندی موضوعی

روز جهانی تئاتر

شنبه, ۱۰ فروردين ۱۴۰۴، ۰۸:۲۹ ق.ظ

در حالی که گرداننده‌های  اصلی این مملکت در حال بررسی چگونگی، آری یا نه‌ی مذاکره با اون ابله روانی هستند، پزشکیان رفته خونه علی نصیریان برای تبریک روز تئاتر.

من خودم تئاتری هستم و خوشحالم از اینکه رئیس جمهور مملکت به این هنر اهمیت میده اما رئیس جمهور داریم تا رئیس جمهور. احاضرم قسم بخورم این بابا، اندازه انگشتان یه دستش هم تئاتر نه دیده و نه شنیده.

کاملا مشخصه یه مشت نخودسیاه دادن دستش گفتن برو به این ها رسیدگی کن و جلو دست و پای ما نباش. یک پُستِ فرمالیته برای آدمی که با رئیس جمهور شدنش، خودش و خانواده‌ش و سابقه و آبروش رو آفتابه گرفت و رفت..

عکسش: 


https://media.khabaronline.ir/d/2025/03/28/4/6205339.jpg?ts=1743193679000



موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴/۰۱/۱۰
میرزا مهدی

#پزشکیان

اخبار

سیاست

نظرات  (۷)

از لحن دو تا پست اخیرتون حس عصبانیت و خستگی گرفتم، نمیدونم درسته یا نه، اما اگه باشه هم حق دارید... امیدوارم مجموعه عوامل از مردم گرفته تا راس حکومت، به لطف خدا، همگی به سمتی حرکت کنیم که بتونیم از این بحران فزاینده بیرون بیایم 

 

من قدیما فکر می‌کردم اگه مطالعه و بررسی کنم یه فهم اندکی از فضای سیاسی کشور به دست میارم اما دیدم هرچی بیشتر سعی میکنم متوجه بشم چه خبره، بیشتر توی باتلاق ندونستن و در کنارش خستگی و کلافگی فرو میرم، بنابراین فعلا کنار وایسادم و فقط تماشا می‌کنم :))

پاسخ:
تو هر زمینه ای شما تلاش کنی بیشتر بفهمی، بیشتر متوجه میشی که چقدر وسیع و گسترده ست. 
شما خوبی. 



اونایی که مثل من ادعاشون میشه از سیاست سر در میارن، اونایی هستن که فکر میکنن سیاست و علم سیاست، مخصوصا این سیاست دوز و کلکی که ایران درگیرشه، سقف داره و اونا تاسقفش رو یاد گرفتن. 
همین میشه که تو هر مسئله ای ورود میکنیم و میخوایم اظهار و ادعای فضل کنیم.

نگرانم خانم. 

نه نگران ایران. نه نگران شما و نه نگران اطرافیانم. فقط و فقط نگران خودمم. خودم و خانواده‌م. این وضعی که من میبینم با سواد نداشته م در سیاست، با این چیزهایی که میشنوم از پیرمردها و پیرزنهایی که دوران انقلاب ظاهرا به کمال عقل رسیده بودن، بیشتر نگران میشم.
 اگر ایمانم به خدا نبود، قطعا دست به کارایی میزدم که باعث شرمساری خودم و خانواده م بشه. مثل کارایی که خیلی ها دارن میکنن. دست تو جیب مردم کردن و غیره. 
اما متاسفانه با تمام نامیدی ای که به وضع موجود دارم، مثل شما کنار ایستادم و فقط تماشا میکنم و حرص میخورم.
دلم به حال خودم و هم نسلهای خودم -که بیصاحب هستیم و کسی رو بین گردانندگان این مملکت غلامحسین خانی نداریم،- میسوزه. 

فکر کنم میتونم کمی درک کنم چی میگید ... میگم میتونم کمی درک کنم چون این روزا نگرانی رو بیشتر از هر وقت دیگه ای توی چهره همسرم می بینم که به هر دری میزنه تا ما با آرامش زندگی کنیم، ولی تنها امید این مملکت امثال من و شماییم که کم نیاریم، نمیدونم چطوری باید زندگی مون رو از چنگ یه مشت دزد که رخنه کردن توی این سیستم و دارن مثل موریانه میخورنش دربیاریم ، ولی مطمئنم که ناامیدی چیزی نیست که کمکی بهمون بکنه 

خدا هست و می بینه ... ما هم تلاش خودمون رو می‌کنیم توی هر جایگاهی که هستیم، و تهش تموم میشه این دو روز دنیا ... دنیای «لعب و لهو و زینه و تفاخر» ... هم برای اون دزدی که نون توی خون مردم زد تموم میشه، هم برای اون پدری که شرمنده بچه هاش پاشو میذاره توی خونه ... و خوشحالم که روز حسابی هست 


من هنوز به راس حکومت و کف جامعه امید دارم که موریانه های اون وسط رو بیرون بریزن ... تلاش می‌کنیم، ان شاء الله که بشه


+ اللهم عجل لولیک الفرج ... تا نیایی گره از کار بشر وا نشود...


پاسخ:
نه. معلومه که درک میکنید.
تنتون سلامت
خدا عاقبتمونو ختم به خیر کنه
۱۰ فروردين ۰۴ ، ۱۵:۳۸ محمد قاسم پور

پزشکیان اصل خود بازیگر تئاتر است.

ملت هم مات و مبهوت از این نمایش عجیب و غریب!

پاسخ:
بازیگر تئاتری بی محتوا که نه کُمدیه و نه تراژدی و نه هیچ چیز دیگه ای. 
۱۰ فروردين ۰۴ ، ۱۷:۵۶ محمد قاسم پور

نفرمایید، ژانر وحشت، سیاسی و جنایی می‌تونه باشه.

پاسخ:
دقیقا

سلام 

این کارهای خلق الساعه و فرمالیته و نمایشی هر روز ادامه داره و نمی دونم با این همه کارهای پیش پا افتاده ای که به گردن ایشونه کی به مسائل مهم کشور می رسن . مگر اینکه تو خواب هم ... 

پاسخ:
علیک سلام. 
ممنون که لبیک گفتی D:
عرض کردم که یه مشت نخود سیاه دادن بهش گفتن برو کنار فقط جلو دست و پای ما نباش
۱۲ فروردين ۰۴ ، ۲۱:۵۹ ترومازادۀ فرهنگی

توی دزدان دریایی کارائیب بودش دیوی جونز قلبش رو توی یک صندوقچه نگهداری میکرد

به‌نظر نقش دختر پزشکیان هم همینه، اگر دختر پزشکیان رو یکی بکشه خود پزشکیان هم از بین میره

هر جا پزشکیان میره اینم هست

سلام

ای آقا، ای آقا، یه خبر می‌دادین که چراغ اینجا روشن شده :)

من که کلا یادم می‌ره چند ماه یکبار هم اینجا رو‌ چک کنم...

 

حوصله نداشتم بقیه پست‌های سیاسی‌تون رو بخونم، اما این یکی خوب بود، خوندمش :)

 

 

+ اتفاقا منم بین‌نوشتن‌ تو‌ کانال و بیان مونده بودم که کانال رای آورد :)

 

 

 

 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی