یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟" گونه!!!

یک مهدی فعله‌گریِ معمولی و از رده خارج

یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟" گونه!!!

یک مهدی فعله‌گریِ معمولی و از رده خارج

یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟"  گونه!!!
طبقه بندی موضوعی

دیگه امیدی نیست.

يكشنبه, ۴ فروردين ۱۴۰۴، ۱۰:۰۰ ق.ظ

کلمات کلیدی: 

قُله: تُپُق رهبری که ملت رو نشئه کرد.

تلویزیون: حذف چهره های محبوب. چه هنرمند، چه روحانی و چه اندیشمند

رسانه: کذب محض. اخبار سفارشی. افشای نصفه نیمه با حروف اختصاری.

موشک: 

عراق: در حال خروج از جبهه مقاومت. 

معیشت: تخم چپ همه ی مسئولین.  

اقتصاد: پروژه ناقص الخلقه ی انقلاب اسلامی. آسِ حُکمِ دشمنِ نابکار

پزشکیان: نترس، جسور، با شهامت، کاری، بیسواد، احمق و شوت و....

آب و برق: مهره سرگرم کردن مردم.

رهبری: اُبُهَت، شعر، شاعری، شعار، نصیحت و دیگر هیچ/.

بیان: حذف احتمالی این پُست.


نظرات  (۷)

۰۴ فروردين ۰۴ ، ۱۴:۵۸ محمد قاسم پور

سلام علیکم

بالاخره پزشکیان زهر خودش رو ریخت و موتور شما روشن شد الحمدلله.

مطلب شما ناقصه: چون قالیباف و جلیلی توش نداره.

 

راجع به قله به نظر حقیر نزدیکیم. چون جریان نفاق داره نفس‌های آخرش رو می‌زنه.  برای همین می‌خواد نفس ملت رو بگیره.

 

راجع به رهبری هم کم لطفی می‌فرمایید. ثبات فعلی کشور معلول حضور ولی فقیه است و اگر ولایت فقیه نباشد، ما فاصله‌ای تا تجزیه و فروپاشی نداریم.

 

 

موشک چرا جلوش خالیه ؟

پاسخ:
علیک سلام!
پزشکیان واقعا عددی نیست که بخوام حتی بهش فکر کنم. همونطور که هیچکس بهش فکر نمیکنه. حتی آدمهایی که دندون تیز کردن برای ایران هم به اون بعنوان یه مهره فرمالیته نگاه میکنن.
مطلب من ناقصه چون هیچ چیزی توش نداره، جلیلی و قالیباف که حتی یه درصدش هم نمیشن.
من راجع به رهبری امروز نظرم اینه. نظر امروزم با روزهای گذشته و شاید روزهای آینده م، زمین تا آسمون فرق داره.
عرض کردم یا اولین کلمه در مقابل رهبری "ابهت" اگر اون ابهت نباشه هیچکس به حرفش گوش نمیده. شما باور نکنید.
تعداد دیسلایکهایی که زیر پستم خورده، باعث میشه فکر کنم حرفام در مسیر درستی بودن. آدمهایی که به لطف خدا دوستم دارن و به خودشون گفتن به جای اینکه بریم سرش غُر بزنیم یه واکنشی نشون بدیم. 
نمیدونم اما چیزی که منِ 44 ساله دارم از وضعیت جامعه درک میکنم و درِش دست و پا میزنم، همینیه که خودم میبینم. 
چی دارم میگم اصلا؟
امیدوارم از این گندِ مسخره بیایم بیرون. 
حاج محمد عزیز! ببین من دوربینم خورد زمین لنزش ترگ خورد. فقیر شدم. :))) میدونی چرا چون باید برم سرم رو بندازم پایین هزار تا خفت  رو بپذیرم برای اینکه یه وامی بگیرم و لنز برای دوربینم بخرم. لنز با دلار 100 هزار تومنی.میدونی یعنی چی؟ اگر نداشته باشم، بیچاره م. باید کارگاهم رو ببندم.
من فقط خودم رو میبینم چون خودمم که باید خودم رو اداره کنم نه رهبر و نه پزشکیان و نه موشک و غیره./
از اول اردیبهشت باید اجاره مغازه م رو 60  درصد اضافه کنم. و 30 میلیون تومن هم به پول پیشم بیافزایم. چرا؟ چون آقا دلارش، ماستش، برقش، لوازم یدکی ماشینش ، کوفتش و زهرمارش کشیده بالا و من باید براش تامین کنم. 
نمیدونم چند نفر از عزیزانی که دیس لایک کردن، خرج خانواده به گردنشونه؟ نمیدونم چند نفرشون مجبورن بیست و یک روز تمام بدون هیچ درامدی، شب برن خونه. کدوماشون لحظه سال تحویلشون با یه دقیقه قبل و بعدش هیچ فرقی براشون نداشته. کدوماشون لحظه افطار تلفنی به همسرشون قبول باشه میگن و خودشون تو محل کارشون افطار میکنن. مثل من تو این مملکت زیاده بیشتر از اونی که فکرش رو بکنیم اما اونایی که من رو دیس لایک کردن، فکر میکنم هیچکدومشون نمیدونن وضعیت چیه و یا امید واهی دارن به رسیدن به اون قله.
دوست نداشتم اینطوری غر بزنم و ناله کنم ولی شد دیگه دم شما گرم.
یه عمر مرید و مطیع بودم اما واقعا آدم به خودش نباید دروغ بگه. ایران ظاهرا بسیار قدرتمند و با افتخار و پر ابهته اما در درون پکیده. ببخشیدا. ریده. و این ریدمان، یقه همه ی ما رو هم گرفته. هرکی میگه چنین نیست. یا شوته. یا مستِ و نئشه ی گُلیه که در مورد قله به مشامش خورده.
قله کجاست؟ چهل و هفت هشت ساله داریم میریم. الان آسمون هفتم بود بهش رسیده بودیم. قله دیگه کجاست. تا به یکی حرف میزنیم میگه آقا گفته قله. تو جلسات نگاه کنی هرکی درمورد قله حرف میزنه و دوربین رهبر رو نشون میده دقت کنید، یه نیشخند ، توجه کن، لبخند نه ها، نیشخند تو چشماش دیده میشه و خوشحاله از اینکه با یه کلمه ملت رو هوایی کرده. رهبر یک شخصیت عزیز، و بزرگوار و اندیشمند و هنرمند و سیاستمدار و همه چی تمام. اما امروز کاری که باید رو نمیکنه. علنا که گفتن من در اقتصاد ورود نمیکنم. چرا؟ چرااااااااااااااا؟ پس کی ورود کنه؟ امثال همتی؟  وظایف رهبری رو خودشون تشریف ببرن تو ویکی پدیا یا گوگل یا قانون اساسی بخونن. ببینن کجا ها میتونن ورود کنن/. 
بگذریم. این روزها وقتی اسم رهبر میاد یاد حافظ و مولانا و عراقی و یه مشت از این شاعرهای گوگولی مگولی و کارخونه چفیه بافی و انگشتر سازی میفتم. حتی یه لحظه هم (جز الان) یاد ایثار و فداکاری و راهبرداشون نمیفتم. فقط میگن مذاکره نه. این رو منم میگم. شما هم شاید بگی. باید بلند بشن بزنن تو دهن اونی که اصرار داره به مذاکره. الان که همه زبونشون رو کردن لای پاشون. ولی دوباره یه عده پا میشن و دم از مذاکره میزنن. وقتی یه بار دهنشون رو جر بده. دیگه تا صد سال کسی جرات زرت و پرت کردن درمورد مذاکره رو نمیکنه. حالا مذاکره یه مسئله ست. اقتصاد. معیشت. هر روز بگه معیشت مردم در خطره. مگه چیزی میشه؟ باید خودشون اقدام کنن. نمیدونم چطوری. پلیس درست کنه مخصوص خودش. پلیس واقعی با اختیارات واقعی. پلیسی که نیاد  مچ تولید کننده ی خانگی رو بگیره بره مچ حرومزاده هایی رو بگیره که دارن خون مردم رو میمکن. اونوقت کت بسته ببره بده به رهبری و رهبر هم جلو تلویزیون تنبون یارو رو جر بده تا دیگه کسی نتونه نطق بکشه. رهبر دیکتاتور باشه بهتره تا اینکه فقط حرف بزنه و هیچ عملی نبینیم . هیچ عملی جز ساخت موشک././././././....///..//./././/.////.




۰۴ فروردين ۰۴ ، ۲۰:۴۹ محمد قاسم پور

آقا ما یه کم گوشت تلخیم.

ولی منفی به شما معنا دارد.

پاسخ:
نقد زیاد یعنی توجه زیاد.
اگر شر و ور گفته بودم مثل بعضی از مطالبم که نه مثبت میخوره و نه منفی، از کنارش عبور میکردن.
شما منفیت هم رو چشم منه. نه شما،همه ی عزیزانی که توجه کردن

درمورد گزینه هاتون نظری نمیخوام بدم اما

امید در وحشتناک‌ترین موقعیت ها هم وجود داره 

تا خدا هست امید هم هست 

دعا کنید امشب....

پاسخ:
سلام  دوست عزیز! میخک  گرامی!
خدا، رسول خدا و اهل بیتش. وصلیم. به خدا وصلیم. ولی بی‌غیرتیه اگر ببینیم و دم نزنیم. 
عاقبت به خیر باشید. همه رو دعا کنید.

اللهم غیّر سوء حالنا بحُسن حالک. الهی آمین
۰۵ فروردين ۰۴ ، ۱۳:۳۰ محمد قاسم پور

شما فکر نکنید که مشکل فقط برای خودتونه.

اواخر ۴۰۲ و اوایل ۴۰۳، من حدود دو ماه و نیم خونه نداشتم. پول اجاره هم نداشتم. وسایلم رو بردم خونه بابام. دو ماه و نیم با خانومم و دوتا بچه دو و چهار ساله، ما خونه نداشتیم و مدام خونه اقوام بودیم.

با این حال، بعضی‌ها رو می‌دیدیم، با همسرم باهم خدا رو شکر می‌کردیم که مثل اون بندگان خدا گرفتار نشدیم.

 

قضیه وام هم که گفته بودم ۱۴ ماه دوندگی کرده بودم. من ۲۳۰ ت وام گرفتم. آخر کار حدود ۲۰ الی ۳۰ ت کم آوردم. به خاطر همین گرونی‌های روزانه و کار تموم نشد. حالا جایی که باهاش قرارداد داشتم، میگه چون کار تموم نشده، قرارداد فسخه، بانک هم میگه چون قرارداد فسخ شده، باید کل پول رو یکجا با سود ۲۳ درصد پس بدی. 

 

در بحث اقتصاد هم اول باید مطالبه مردم باشد بعدش رهبر بزنه تو دهن مخالفین. چون فساد سیستمی است.‌یعنی کاملا قانون، از جیب من و شما داره دزدی میشه. افزایش دلار طبق قانون داره انجام میشه. تو این شرایط گر حکم شود که مست گیرند در شهر هرآنکه هست گیرند. خب اینم که نمیشه.

همین الان در ماجرای دلار، آیا مردم می‌دونن از کجا دارن ضربه می‌خورن؟

کدام مسئول زندگی مردم را دلاری کرده و اجازه نمی‌دهد قیمت دلار ثابت شود؟

من برخلاف شما امیدوارم، چون الان برخلاف گذشته، مردم در سطح کلان، علاوه بر فهم سیاسی، فهم اقتصادی هم دارن پیدا می‌کنن. من خودمم این فهم رو نداشتما. این رشد عمومیه.

پاسخ:
مشکل دقیقا از جایی شروع شد که دارای فهم سیاسی و اقتصادی شدیم:)))
 من ابدا نگفتم فقط من مشکل دارم. کیه که چنین ادعای بکنه. 
واقعا ایمانم به خدا رو از دست ندادم ولی هیچ امیدی به آینده ی درخشان این مملکت ندارم، لااقل تا زمانی که خودم زنده ام.  امیدوارم اوضاع همونی بشه که همه ادعاش رو دارن و فکر میکنن میشه/. اگر بشه، آدمهایی مثل من هم محظوظ میشیم به لطف خدا

چقدر پاسختون به نظر اول و متن پست از هم دور به نظر میرسن... انگار از دید دو آدم متفاوت به دو دنیای متفاوته....

پاسخ:
خودم همچین فکر ی نمیکنم D:

سلام بر شما 

حاجت روا باشید انشالله...

 

پاسخ:
علیک سلام دوستِ فرهیخته، صبور و با شعورِ من!
۰۸ فروردين ۰۴ ، ۱۶:۱۳ محمد قاسم پور

توهم آگاهی خوب نیست ولی فزایش آگاهی عمومی خوبه.

الان به طرفداران پزشکیان نگاه کنید:

خیلی از ترک‌ها به خاطر ترک بودن رای دادن.

خیلی از سنی‌ها به خاطر مخالفت با شیعیان بهش رای دادن.

یه سری برای لخت شدن بهش رای دادن.

 

دوره ریاست جمهوری پزشکیان، کلاس جبرانی برای افزایش آگاهی و فهم این هاست.

حالا می‌فرمایید خوشی‌ها به عمر ما قد نمی‌ده:  اجرکم عندالله

 

 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی