یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟" گونه!!!

یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟"  گونه!!!

یک مشت حرفهای خب که چی گونه اولین بار در تاریخ ۲۹ مرداد ۹۲، ۱۸:۲۴ متولد شد و در تیر ماه سال 1397 به کُما رفت و بعد از مدتها باز زنده شد اما در سوابقش دیگر نه حرفی مانده و نه چیزی برای یادآوری. با این همه، ادامه می‌دهد تا تاریخ 19 تیر ماه 1400 ساعت 24.
زان پس دیگر نخواهم نوشت/.
میرزا مهدی/.

طنز

خَفَقان بگیر!

يكشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۸، ۰۷:۰۵ ب.ظ

مــَگه من چه گناهی کردم؟ برم جلو، صَدام دهنمو آسفالت می‌کنه، برگردم اون جوری دهنم آسفالت می‌شه، مگه من جاده خاکی ام آخه! ( بایرام لودر/ اخراجی ها؛ مسعود ده نمکی)


 - چند ماه پیش بعد از اعتراضات خیابانی، بسیاری از مسئولان گفتند و نوشتند که «اعتراض حق مردم است و باید راهکار اعتراض در چارچوب قانون اندیشیده شود». این «باید اندیشیده شود» در زبان فارسی یعنی «حالا بی خیال شید تا بعد ببینیم چکار میشه کرد»! 

اعتراضات مهار شد.

 اما الان بسیاری می پرسند چطور می شود به شرایط به هم ریخته اقتصادی کشور اعتراض کرد که؛

 - متهم به همسویی با نقشه های استکبار جهانی نشویم.

 - آب در آسیاب دشمن نریزیم.

 - دل عربستان سعودی را شاد نکنیم.

 - با تندروهایی که تشنه آشوب هستند تعریف نشویم.

 -به عنوان اغتشاشگر و فتنه گر دستگیر نشویم.

 - برچسب مخالف دولت و سیاه نمایی را نچسبانند وسط پیشانی مان.

 - لو نرود که از داماد صَدام دلار گرفته ایم!

 و ... 

- واقعاً چطور می شود فریاد کرد؟ 

با چه ادبیاتی و کجا می شود داد زد که حضرات! استخوان مان زیر این همه فشار شکست! خُرد شد! 

- توصیه به صبر و مقاومت و امید هم اندازه ای دارد. ما مثل شما باتقوا نیستیم که بر این همه مصیبت صبر کنیم! 

ما آدم های معمولی کوچه و خیابان هستیم، با گناهان معمولی، با توان معمولی، با استخوان های معمولی که تاب این همه درد ندارد! 

- سکوت می کنیم و گرانی و تورم و احتکار دارد دهان مان را آسفالت می کند و مثل بایرام می ترسیم اعتراض کنیم یک جور دیگر دهان مان آسفالت شود!

 ما جاده خاکی نیستیم. 

انسانیم! 

- لطفاً راهنمایی کنید که چطور و کجا فریاد بزنیم و فرکانس صدای مان چقدر باشد که خدای نکرده خوراک برای رسانه های بیگانه مهیا نکنیم.

علی برکت الله












 و.....تمام

***


سوال: اصلا چرا کسی تاحالا اینجا رو ندیده؟ الان دیدم تعداد بازدیدکنندگانش فقط خودمم. {لینک}



منبع

نظرات  (۳۴)

۱۶ تیر ۹۸ ، ۱۹:۱۸ مریم بانو
میرزا اون لطیفه رو شنیدید که فلان مسئول میره سخنرانی بلند میگه :

امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند مردم ما دوروز غذا هم نخورند مهم نیست 

عادت دارن؟

یکی از بین جمعیت پامیشه میگه راست میگه همه غلطارو مسئولین 

خودمون میکنند....



یهو بی ربط یادش افتادم.میگم سمنان عجب شهر عجیبیه ها....
پاسخ:
نه نشنیدم تعریف کن ببینیمD:
ربطشو به سمنان نفهمیدم. جا خالی دادی یعنی؟
۱۶ تیر ۹۸ ، ۱۹:۳۳ دختـرِ بی بی
حرف دل ما را زدید
شیر مادر حلالتان...
تاوان همه گنده کاری ها را باید مردم بدن مسئولین که حقوق چند میلیونیشونو میگیرن فقط در حد احساس همدردی میتونن بگن ما متاسفیم
پاسخ:
الان که جدیدا اومدن میگن حقوق های نجومی، بیشتر از هفتاد درصدش قانونیه....

۱۶ تیر ۹۸ ، ۱۹:۳۳ مریم بانو
دوتا رئیس جمهور عزیزمون از همین شهرن. احتمالا به خاطر خاک

سمنان اینجوری شد.


تعریف کردم دیگه:)))


-اینجا همونجاست که میگن عرب نی انداخت

هواخوبه با گونی اوردنم ...وی لاو یو وبلاگ خب که چی:)
پاسخ:
آهان از اون لحاظ.... :))
۱۶ تیر ۹۸ ، ۱۹:۴۵ حـ . آرمان (استاد بزرگ)
شما تا میتونی سخنان قرآن و نهج البلاغه و رساله امام رو فریاد بزن 
کسی کاری به کارت نداره
و آب تو آسیاب دشمن نمیریزی

علی برکت الله
پاسخ:
کسی که دنبال بهونه باشه، به فریاد از قرآن و نهج البلاغه و رساله امام هم ایراد میگیره.
چقدر از علمای دینیِ ما رو خفه کردن؟
چقدر از مبلغانو خلع لباس کردن؟

۱۶ تیر ۹۸ ، ۱۹:۵۲ محبوبه شب
تصویر آخر...
واقعا سفره های ما چه شکلی و چه رنگیه که تبلیغات تلویزیونیمون انقددددددر پر آب و رنگ و خوشمزست...؟؟

بشدت درد داشت..
پاسخ:
متاسفانه داریم با این درد، شکل و فرم میگیریم. هیچ هم به دردمون نمیخوره این انعطاف پذیری. فقط دیگه درد نمیکشیم. ولی همچنان همان آش و همون کاسه‌س. 

۱۶ تیر ۹۸ ، ۲۰:۰۸ رحیم فلاحتی
ابتدا " لعنت خدا بر قوم ظالم " 

و انتها : « شما رو دعوت می کنم به تقوا و صبر » 

:))
پاسخ:
ما خود از دعوت کنندگانیم. مگر نمی‌دانید. D:
۱۶ تیر ۹۸ ، ۲۰:۲۰ رحیم فلاحتی
عذر می خوام پا تو کفش بزرگترها کردم :(
پاسخ:
:| عه استاد!
برادر!
جانِ دل! 
اصلا این کفش برای من بزرگه بفرما پاتD:
 دل ما رو به درد نیارید با این ":(" شکلکک

۱۶ تیر ۹۸ ، ۲۰:۲۹ رحیم فلاحتی
فدای تو :))
پاسخ:
خدا نکنه آقا تنت سلامت :)
۱۶ تیر ۹۸ ، ۲۰:۲۹ کارمند مجرد
راهش این است که شما هم به عنوان وبلاگی مخاطب دار، چالشی بگذارید تحت عنوان "اعتراض به گرانی و سوء مدیریت اقتصاد"
بنده و دو نفر دیگر را هم دعوت کنید تا این قضیه بشود مطالبه گری
تنها راه همین است
وحدت کلمه در چارچوب قانون
با تیترهای درستی در مطلب که در موتورهای جستجو، خبرنگاران و رسانه ها دیده شود
من و شما حق داریم به گرانی و متناسب نبودن جیبمان با هزینه ها اعتراض کنیم!
پاسخ:
بله حق با شماست. پس بسم الله.
سوال :

لطفاً راهنمایی کنید که چطور و کجا فریاد بزنیم و فرکانس صدای مان چقدر باشد که خدای نکرده خوراک برای رسانه های بیگانه مهیا نکنیم.



جواب :
فقط در یه جا میشه اونم در عالم خوابه :| به هر صورتی که دوست دارین با هر فرکانسی تو عالم خواب سعی کنین مسئولین رو ببینین سرشون داد بزنین اونموقع صدایتان خوراک برای رسانه های بیگانه نمیشه و الی آخر 
هیچکی هم باهاتون کاری نداره !

پاسخ:
به نکته ی ظریفی اشارت فرمودید. باشد که رستگار شوی.
۱۶ تیر ۹۸ ، ۲۰:۵۰ ام شهرآشوب
مثل ما تسبیح دست بگیرید و ذکر «خدا لعنتت کنه روحانی» رو روزی صد مرتبه تکرار کنید
پاسخ:
آره فکر خوبیه
۱۶ تیر ۹۸ ، ۲۰:۵۱ ام شهرآشوب
لینکه خیلی قشنگ و دلربا بود، جدی چرا تاحالا ندیده بودم؟
پاسخ:
مدتیه کلا به جای موزیک و ترانه و غیره، این پخش میشه. البته چون اینترنت نامحدود میگیرم برام صرف میکنه......
واِلا من به فدای تک تک کلماتش، صرف که نکنه نمیتونیم گوش بدیم
۱۶ تیر ۹۸ ، ۲۰:۵۳ حسن قاسمی
کلید حل مشکلات اقتصادی، رونق تولیده...

دولت که نشون داده که نه تنها میلی برای این کار نداره که بلکه به دنبال تاسیس وزارت بازرگانیه تا واردات رو بیشتر و تتمه تولید باقی مانده رو هم با خاک یکسان کنه، به قدری هم دولت در این زمینه جدیه که یک جورایی تهدید کرده که اگه مجلس مجوز شکل گیری وزارت بازرگانی رو صادر نکنه، معاونت بازرگانی راه میندازه. (جستجو کنید صحبت محمود واعظی و معاونت بازرگانی رو)

خب تا این دولت هست که به نظر میرسه کاری در حوزه رونق تولید رخ نمیده،
تجمع اعتراضی هم برگذار کنیم (سازمان یافته و رسمی، مثل این همایش های که مثلا برای حجاب میذارن تو ورزشگاه ها، مثلا همچین چیزی کاملا قانونی و با حضور چهره های سیاسی اما با موضوع معیشت مردم)، میگن تخریب دولته، احتمالا یکی دوتا پلاکارد جنجالی هم بندازن داخل جمع و بگن نگاه کنید دولت رو دارن تهدید می کنن...

با این اوصاف فعلا کاری که از دست ما مردم بر میاد اینه که فقط کالای ایرانی بخریم...

مجلس فعلی هم عملا خنثی هستش، چرا که سه فراکسیون داره که هر کدوم به تنهایی اکثریت مجلس نیستن، ان شاء الله این انتخابات 98 خروجیش یک مجلس درست و درمون بشه تا بتونه دولت رو مجبور کنه که روی ریل اقتصاد مقاومتی حرکت کنه...
پاسخ:
آمین آمین
چندی پیش تو یکی از بخش های خبری با تولید کننده ها مصاحبه میکردن، یارو رک و علنی میگفت به ما میگن برای اینکه مردم بتونن کالای ایرانی بخرن، قیمتا رو بکشید پایین. میگفت قیمتِ پایین یعنی متریال کم کیفیت. متریال نامرغوب هم یعنی خروجی بُنجُل.... یعنی اسم بَدنامی. یعنی همینی که الان تهش مردم به آدامس ایرانی هم اعتماد نداشته باشن چه برسه به یخچال و ....مثلا
۱۶ تیر ۹۸ ، ۲۱:۰۴ کارمند مجرد
چالشش را در پستی جداگانه اعلام کنید و ما را دعوت کنید
چشم. می نویسیم!
پاسخ:
انشالله
منظور مریم از سمنان استان این دوتا رئیس جمهور گلمون بود.قربونشون برم :|
البته فک کنم.
خاستم بگم که.مامانبزرگ من فلاکس چایی احتکار میکنه.امروز مچشو گرفتم.و کارو خاتمه دادم.3 تا فلاسک داریم.این چهارمی بود:/
پاسخ:
ما فلاکس نداریم. آدرسو بنویس. بابلسر. طبقه سوم. درِ قرمز گوجه ای
یه هععععییییی خیلی بلند و کش‌ دار 
پاسخ:
آره واقعا.  ولی هییییییییییییییی رو آقایون دارن میکشن وقتی که سوارمون میشن...بعد ما هم (من) تند میتازیم
میرزا احساس میکنم از دوسال پیش که از بیان رفتم و دوباره برگشتم قلمتون خیلی پخته تر شده  خوشحالم که از این دغدغه ها دارین این یک
دوم اینکه راجع به این پست بگم واقعا ما حق داریم حرفی بزنیم و به یکی از موردهایی که شما نام بردین متهم نشیم؟وقتی طرف خانواده شهیدیه که بخاطر این کشور بچشو کرده زیر خاک و میگه نتیجه اون همه خون نباید این کشور باشه و بعد خونه نشینش میکنن و دهنشو میبندن ما چکاره ایم؟
و سوم اینکه میرزا من یه مثالی میزنم
فرض کنید من در مقام یک مسئول هستم.دروغ میگم مردمم حمایتم میکنن.عذابشون میدم حمایتم میکنن.گوشت و گرون میکنم صف میکشن.تو تلویزیون عملا بهشون میگم بی شناسنامه حمایتم میکنن.میگم لوله میگم گاز انبر حمایتم میکنن.میگم تابعیت انگلیسی دارم حمایتم میکنن.میگم دارم پولاتونو میدزدم حمایتم میکنم.
به نظرتون خیلی کیف نمیده هرکاری آدم دلش میخواد بکنه و همه حمایتش کنن؟زیادم من مقصر نیستم انگار :)

پاسخ:
آره خوب منم ممکنه خوشم بیاد...راست میگی
۱۷ تیر ۹۸ ، ۰۲:۱۳ امیرحسین علیزاده
سلام .

آق میرزا ، به نظرت سر چند تا وبلاگ نویس زیر خاک رفته؟ چند صد نفر ؟؟ ها ؟؟
اعتراض وبلاگ نویس مساوی است با زیر خاک رفتن ما 

من به شخصه حاضر نیستم برای مردمی که چیزی از ایثار نمی دونن و همش به فکر خودشون هستن،  سرم رو زیر خاک بکنم . 

بار ها گفتم . خداوند سرنوشت هیچ گروهی را عوض نمی کند ، مگر آنها خود این کار رو انجام بدن . 

راستی میرزا چند وقته سر به بلاگ ما نمیزنی ! 
پاسخ:
سلام امیر حسین هر وقت به روز میشی میخونم. فقط این سوال آخریو نمیدونم چه جوابی بدم
***
شبیه این ضرب المثل حرف زدی: دیگی که سر من توش نجوشه، سرِ سگ توش بجوشه.
من میگم: سر که نه در راه عزیزان رود، بارِ گرانیست کشیدن به دوش...
ما که عددی نیستیم.
اصلا گاهی فکر میکنم شرکت بیان و این وبلاگ دات آی آر هم مال همین دولته که سرِ من و تو و امثال ما رو گرم کنن. چون میدونن که بلاگر مینویسه و حرفشو میزنه....حالا سر بسته. سر باز و هرجور دیگه ای. یه همچین چیزی ساختن، درِش هم بستن با دیوارای بلند. اصلا این موتور جستجو ها چرندی بیش نیستن. تا یه جمله ی کامل از این وبلاگ تو گوگل سرچ نکنی هرگز به این وبلاگ نمیرسی....هرچقدر هم که رنکینگت بالا باشه.
گزافه گویی کردم که بگم داریم به سهم خودمون تو چهاردیواری خودشون عربده میزنیم. هرکس به سهم خودش باید تکونی به خودش بده..... نمیدونم نمیدونم نمیدونم
یادتونه اون رئیس بیان چجوری با پویش درخواست از مدیران بیان مواجه شده بود؟ یادمه از طریق این پستها نبود اول. 
منظورم که فکر می کنید فایده ای داشته باشه؟ و جز اطلاعات فتا کسی دیگه گوشهاشو تیز بکنه؟ :/ 
پاسخ:
نه اتفاقا منم الان گفتم به یکی از دوستان.
اینجا فقط توسط پلیس فتـا رصد میشه و توسط همونا خفقان میگیریم و تمام
اون عکس آخر خیلی وحشتناکه 
خیلی زیاد 
و اون عکس اول خیلی گریه داره چون بدون تعارف و غلوه :( 
هی...

پاسخ:
آره واقعا. ما که دیگه عمری ازمون گذشته اینجور مواقع جلو چشم خودمونو میگیریم. بچه ها مخصوصا اونایی که ندارن، چه کنن.؟
پاسخ:
دیروز خوندمش و براش خصوصی هم نظر دادم
.دست مزن! چشم، ببستم دو دست

راه مرو! چشم، دو پایم شکست

حرف مزن! قطع نمودم سخن

نطق مکن! چشم، ببستم دهن

هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن

خواهش نافهمی انسان مکن

لال شوم، کور شوم، کر شوم

لیک محال است که من خر شوم

چند روی همچو خران زیر بار

سر زفضای بشریت برآر

نمیدونم این شعر چرا خیلی دوست دارم

پاسخ:
ای فَعله تو هم داخل آدم شدی امروز؟
 بیچاره، چرا میرزا قَشَمشَم شدی امروز؟
 در مجلس اعیان به خدا راه نداری
 زیرا که زر و سیم به همراه نداری
 در سینه‌ی بی کینه بجز آه نداری  
چون پیر نود ساله چرا خم شدی امروز؟
 بیچاره چرا میرزا قَشَمشَم شدی امروز؟
 هرگز نکند فَعله به ارباب مساوات
 هرگز نشود صاحب املاک دموکرات
 بی پول تقلا مزن، ای بلهوس لات 
زیرا که تو در فقر مسلم شدی امروز 
بیچاره چرا میرزا قَشَمشَم شدی امروز...


خدا رحمت کنه سید اشرف الدین گیلانی رو
۱۷ تیر ۹۸ ، ۱۰:۴۴ دچارِ فیش‌نگار
تصویر سوم شبیه حال منه!
پاسخ:
بله داداش اینجوریاس
دقیقا. 
و قضیه وقتی بدتر میشه که مسئولین لیبرال‌ ما بعد این همه گندی که زدن دارن مواضع انقلابی می‌گیرن تا کل کاسه کوزه‌ها سر گفتمان انقلاب شکسته شه. تو این شرایط که امثال این بی‌لیاقت‌ها دارن خودشونو نماینده انقلابی‌ها جلوه میدن (و خیلی از مردمم اینو باور کردن) دیگه ما جیک‌مون هم دربیاد میشیم هم‌صدا با معترضین به انقلاب‌.

مدتی هست که هربار خواستم از شرایط بد اقتصادی بنویسم به همین دلائل مردد شدم.

پاسخ:
بله متاسفانه نرمش بیجا در مقابل خطا و نادیده گرفتن نقض اصول و بها دادن به اقتصاد بازاری بخش بزرگی از گندیه که شما بهش اشاره کردید. و این ادامه خواهد داشت تاااا خدا میدونه کی....


+خفقان هم  یعنی همین. 
دور نیست روزی که حتی تو این بیان که مالِ خودشونه و تحت کنترلشونه هم نشه نوشت.
۱۷ تیر ۹۸ ، ۱۴:۱۶ حمید آبان
سیگارش را روشن میکند و آرام خفقان میگیرد...
همه این بدبختی ها دو دلیل داره؛
ظلم میکنن
ظلم می پذیریم
همین!
با اجازه پستت رو لینک میکنم میرزا
پاسخ:
آقا ما سیگار نکشیده هم در خفقانیم. خاموش کن برادر من :)
مسئله اینجاست که ظلم میپذیریم و جرأت نداریم دَم بزنیم.


اینجا متعلق به شماست.... کمال لطفتونه نسبت به بنده
خدا ظالمان رو لعنت کنه...
هی:(
پاسخ:
بشمار....
۱۷ تیر ۹۸ ، ۱۴:۲۴ مردی بنام شقایق ...
سلام


برخی از متفکران معتقدند:
تو سیستم ج ا ا به علت ترکیب شدن سیستم حاکمیت با دین عملا راه و راهکاری برای اعتراضات مدنی دیده نشده (هر چند تو قانون اساسی شاید اومده باشه ولی همچنان امکانش نیست)

چرا که در صورت اعتراض به حاکمیت ترکیب شده با دین ، اعتراض شما عملا در مقابل دین قرار میگیره و این بده. لذا اصل قضیه که اعتراض هست باید کنسل بشه و مشکلات رو هم باید تحمل کرد دیگه! اصولا مشکلات از نالایقی و بی برنامگی و سوء مدیریت مدیران و ناکارآمدی سیستم نیست. یا خدعه و نیرنگ دشمنانه یا امتحان خدا! و مردم هم در هر دو صورت باید ببینن حاکمان چی میگن و همون رو عمل کنن و گرنه ضد حاکمیت و در ادامه ضد دین تلقی میشن.

++
سطور فوق نظر بنده نیست. صرفا نقل به مضمونه
پاسخ:
سلام
خوب ما در طول تاریخ اسلام داشتیم دینی که دین نبوده و ادعای دیانت میکرده.
اصلا وقتی فقط در همین بخش اقتصادیمون، طبقه ایجاد میشه، یعنی دین یه جای کارش لنگیده. وقتی ربا وسود بانکی مطرح میشه یعنی یه جای کار دین میلنگه. آقا بهجت وقتی که دیده بود قرض الحسنه ها دارن جاشونو به بانکها میدن، پیشبینی کرده بودند که فقر بوجود میاد و اومد. الان تو هر جمعی حرف از دین و دینداری میشه درجا صحبت از حجاب و چادر و شلوار های آستین کوتاه میشه و مرز بین ایران و عربستان و عمان و بحرین. دین، امروز یعنی این...
چه میدونم حرف زیاده و مجال نیست :)

۱۷ تیر ۹۸ ، ۱۷:۱۷ روناک رخساری
خدا خودش کمک کنه
پاسخ:
الهی آمین
کامنتارو می‌خوندم؛ ماجرای اعتراضات و بیان و پویش و اینا چیه؟ چی‌ شده؟!🤔
پاسخ:
یه دوست یه طرحی داد که پویشی راه بیندازیم درمورد همین مسئله.... 
ولی خوب من که نه در پویشی مثل آدم شرکت میکنم و نه بنیانگزار پویشی خواهم بود، آن طرح در همینجا مسکوت ماند.
انتخابات نماینده مجلس و پیش رو داریم
دقت کنیم و مثل انتخابات قبلی لیستی رای ندیم و هر خری که اینا میخوان وارد مجلس شه رو وارد نکنیم
نمایندگان مجلس صدای فریاد ماهستن
پس وقتی یه اصلاح طلب خر که خود این دولت روی کار اورده رو نیفرستیم مجلس اوضاع همینه

پاسخ:
خیلی از همین مجلسی ها اعتقاد دارن اگر اتفاق مهم اقتصادی تو داخل کشور رخ نده، مردم پای صندوق ها نمیرن
مردم میرن و مثل همیشه بی تفاوت رای میدن و نمیدونن همین رای ها چقدر مهمه
و اگر نرن باز هم مردم مقصرن... 
تو شهر ما چندتا از جوون های انقلابی دور هم جمع شدن و از الان یه گروه راه انداختن و دارن راجب نماینده مجلس جدید شهر تحقیق و تفحس میکنن
و مردم و اگاه میکنن و بهشون میفهمونن چقدر مهمه مه کی انتخاب بشه
۱۸ تیر ۹۸ ، ۱۱:۵۶ جناب منزوی
چی بگم ولله، حکایت من حکایت همون بنده خدا ست که رو به روش دیوار سبز شده و نمیذاره به خواسته هاش برسه ( تصویر ۴)
رونوشت به حضرات! :/
تعداد رونوشت‌هاش زیاده والا! 
همون علی برکت الله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی