یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟" گونه!!!

شما یک مشت حرف اینجا میخوانید که احتمال دارد بعد از خواندنش بگویید خُب که‌چی؟

یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟" گونه!!!

شما یک مشت حرف اینجا میخوانید که احتمال دارد بعد از خواندنش بگویید خُب که‌چی؟

یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟"  گونه!!!

یک مشت حرفهای خب که چی گونه اولین بار در تاریخ دی ماه سال 1391 متولد شد و در تیر ماه سال 1397 به کُما رفت و بعد از مدتها باز زنده شد اما در سوابقش دیگر نه حرفی مانده و نه چیزی برای یادآوری. بااین همه، ادامه میدهد.
میرزا مهدی/.

پربیننده ترین مطالب
  • ۰۱ مرداد ۹۸ ، ۱۳:۰۴
    چله
  • ۰۵ خرداد ۹۸ ، ۱۳:۴۷
    عکس 1
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۸ دی ۹۸، ۲۳:۲۷ - پا ییز
    Nashodam
پیوندها به ترتیب حروف الفبا

یک سوال درمورد امام زمان (عج) دارم میترسم بپرسم.

لطفا اگر کسی که عالم و اهل دانش و اندیشه است -و میتونه همراهیم کنه ، قضاوتم  نکنه و

 پاسخی با زاویه دید خودش و همینطور نسبت به مطالعاتش به من بده- در اینجا حاضره، حمایتم کنه.

این بار مطلبم رو تو صفحه ی خودم ارسال نمیکنم.

این یک ساختار شکنی است. این مطلب من نه رمز داره و نه عمومی. 

 به صورت خصوصی و انبوه تقدیم میشه.

منتظرم . لطفا!.

پینوشت: لطفا منو ببخشید من از قبل میدونم که این سوالم رو باید از کدام  دوستان بپرسم. امیدوارم 

این مطلب رو بخونن و حمایتم کننن.

پس اگر در صورت تقاضا، سوالم رو به صورت خصوصی براتون نفرستادم، از همین الان پوزش منو بپذیرید/.

و من الله التوفیق

میرزا مهدی
۳۰ دی ۹۸ ، ۱۲:۴۱ موافقین ۸

دیروز بعد از مدتها که همه دور هم جمع شدیم، خواهری که یه کم از من بزرگتره تا منو دید یهو هجوم آورد سمت منو همونطور که لُپهاش به اینور و اونور پرتاپ میشدن گفت: سلاااااااااااااااام داداااااااااااش! منم همینطوری سرد و یخ گفتم خوب حالا . سلام. نخوری به جایی.

رسید به من و دو تا دستشو آورد بالا که منو در آغوشش بگیره که یهو گارد گرفتم. 

گفت چته؟

 گفتم تو چته؟

گفت دلم تنگ شده میخوام ببوسمت. 

گفتم منو ببوسی دلت باز نمیشه برو اونور. 

دیدم کوتاه بیا نیست به زور دستشو قلاب کرد دور گردنم و گفت یه مــا وچ  بده به آبجی ببینم.

تا اومد بچسبونه به صورتم، به زور دستمو از بین دستاش آوردم بین خودمو خودشو با کف دستم دهنش رو گرفتم و هُلش دادم عقب که قلابِ دستش باز بشه.  نمیشد که.

همونطوری غضبناک نگام کرد و گفت کثافت چرا نمیذاری ماچت کنم؟

گفتم تو  این دوره زمونه دیگه کسی ماچ نمیکنه کسیو که

گفت چرا؟ 

همونطور که سعی میکردم با آرنجم دور نگهش دارم با زوری که میزدم گفتم : مگه سرما نخوردی؟ ویروس! آنفولانزا! برو اونور!

یهو رهام کرد و گفت: عه آره یادم نبود. برو

رفتم سمت آشپزخونه دستم که  دهنی شده بود  رو بشورم صدا زد: مهدی!

برگشتم نگاش کردم و گفت : هاااااااااپییچی(عطسه کرد تو صورتم و بعد لبخند زد)

بعد رفتم تو آشپزخونه صورتم هم شستم.

دستمال دماغ چقدر گرون شده؟ 


نتیجه اخلاقی! جوراب پای چپتان را همیشه در پای چپ، و جواربِ پای راستتان را همیشه در پای راستتان بکنید. میگن دیرتر سوراخ میشه.


میرزا مهدی
۲۸ دی ۹۸ ، ۱۸:۳۱ موافقین ۱۴ ۲۴ نظر



این هم نمونه ایرانیش

میرزا مهدی
۲۲ دی ۹۸ ، ۱۹:۱۵ موافقین ۲۹

«من از ابتدای ریاست‌جمهوری خود، در کنار شما ایستاده‌ام و دولت من به حمایت از شما ادامه می‌دهد. ما اعتراضات شما را به دقت زیر نظر داریم و از شجاعت شما الهام می‌گیریم».


وای بر آنهایی که با این پیام دلگرم شدند. و وای به حال کسانی که باعث شدند این مردکِ نارنجی به خودش اجازه بده این حرفا رو بزنه. وای به حال شمایی که دل دشمن رو شاد میکنی. وای به حال تو که گیج شدی و دشمنت رو نمیشناسی. وای به حال اونی که زمین بازی رو گُم کرده. 



چقدر خوبه که لابلای گفت و گوهای خاله زنکی و گفت و شنودهای بچگونه،  گهگاهی هم به اعتقادات هم گوش میدادیم ومیفهمیدید کسی که تا به امروز دلشاد ترین و مضحک ترین و خنده آور ترین دوستِ بلاگر شما بود، میتونست همینقدر عبوث و به درد نخور و دور انداختنی باشه. خوشحالم که دیگه اینجا رو نمیخونید. امروز سه نفر لغو دنبال زدند و دوستی ها رو به اتمام رسوندند. خدا به شما عمر طولانی بده و به من یه ذره عزت،عقل و درایت...


مشت نمونه خرواره. این تنش ها و جدایی ها از همین وبلاگها و دوستی های مجازی شروع شده و به جامعه ی بزرگ شهری و بعد کشوری کشیده میشه. تن به خواسته ی دشمن دادیم. خدا از سر تقصیراتمون بگذره. آمین.


یه لینک دیگه

میرزا مهدی
۲۲ دی ۹۸ ، ۱۳:۲۱ موافقین ۲۱ ۳۱ نظر

لطفا سکوت نکنید.

شی ای در حال نزدیک شدن به حریمِ نظامی تهران بوده و ارتباطی هم با برج مراقبت نداشته 

1- افسرِ کشیک باید نامه نگاری میکرده تا تصمیم گرفته بشه با اون هواپیما چه کنند؟

2- باید میزده و شلیکش کار درستی بوده

3-غلط کرده

4- اشتباه انسانی بوده

5-کنترل هواپیما هک شده بوده و گزینه یک و یا دو.

6-تقصیر آمریکاس. و باز گزینه یک و دو.

7-برخورد موشک ها جلوه های ویژه ی ویدئویی بوده و هواپیما به خاطر نقص فنی سقوط کرده

8-با توجه به تصویربردای های مختلف از زوایای مختلف و آمادگی فیلمبرداران برای ثبتِ حادثه توسط دوربین موبایل،  حادثه تروریستی بوده .

9-دولت در ارائه بیانیه عجله کرده و باید صبر میکرد تا تیم تحقیقاتی وارد ایران بشن.

10- حسن آقا باید استعفا بده.(همینطوری)

11-اصلا خلبان دیده داره اوضاع هوایی کشور و منطقه خراب میشه ترسیده خواسته برگرده و چون دلیل قانع کننده نداشته با قیچیِ از این کوچیکا زده سیم بیسییم رو قطع کرده


پینوشت: برای همه ی دوستان و عزیزانی که در این نظر سنجی شرکت میکنن و موافقِ مواردی غیر از مورد شماره دو هستند، گونی تدارک دیده شده است. صاحب اختیارید.


نظرات بدون تأیید نمایش داده میشوند

میرزا مهدی
۲۱ دی ۹۸ ، ۱۲:۵۹ موافقین ۱۳ ۴۵ نظر


اشاره: هواپیمای اوکراین لینک


میرزا مهدی
۲۱ دی ۹۸ ، ۰۸:۳۲ موافقین ۱۰

عربستان گفته: آمریکا برای زدن حاج قاسم با ما مشورت نکرده. .

                             آخه مگر کسی با گاوش مشورت می‌کنه؟



۱۸ دی ۹۸ ، ۱۲:۰۳ موافقین ۳۱

اصلاحات و اصلاح طلبان

واژه اصلاحات در چند سال اخیر، یکی از واژه هایی است که به کرّات استعمال می شود و در جاهای مختلف و از طرف افراد مختلف با دیدگاههای سیاسی متفاوت بکار می رود. این لفظ که معادل کلمة رفورمیسم (Reformism) است از جهت اصطلاحی عبارت از مجموعه روشها و تدبیر هایی است که حکومتها یا ایدئولوگ ها در پیش می گیرند تا ضمن حفظ ساختار یک حکومت، وجوه بیمار و ناسالم آن را دگرگون نمایند. یا به عبارتی جامعه ای که هنوز از رژیم حاکم بطور کامل سلب امید نکرده ، امیدوار است با اصلاحاتی شرایط حاکم بر جامعه را بنحوی تغییر دهد که با کمترین خسارت، خواسته های خود را از طریق معمول در نظام تأمین کند. این حرکت با تحول در درون نظام حاکم، در عین حفظ آن تحقق می یابد. مثلاً نهضت مشروطیت اگر چه انقلاب نامیده شده ، در واقع نهضتی رفورمیستی بود که با حفظ سلطنت قاجار و با جلب رضایت مظفرالدین شاه نظام استبدادی را به نظام مشروطة سلطنتی تبدیل کرد.[1]

انبیاء و ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ مصلحان بزرگ و واقعی تاریخ بشریت بوده و هستند. لذا اصلاح طلبی پدیده ای تازه نیست که ساختة فکر افراد معدودی باشد. چنانچه «امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ ، فعالیتهای اجتماعی خود را اصلاح نامیده و می فرمایند. (و نظهَرُ الاصلاحَ فی بِلادک) هم چنین امام حسین ـ علیه السلام ـ نیز در جمع صحابة خود در ایام حج در زمان معاویة، با آوردن همان جملات پدر، فعالیتهای آینده خود را «اصلاح» دانسته است.( انّما خرَجتُ لِطَلَب الاصلاح فی اُمَّة جدّی)».[2]

شهید مطهری نیز در همین زمینه می فرمایند: «اصلاح طلبی یک روحیة اسلامی است. هر مسلمانی به حکم اینکه مسلمان است خواه و ناخواه، اصلاح طلب و لااقل طرفدار اصلاح طلبی است. زیرا اصلاح طلبی هم به عنوان یک شأن پیامبری مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهی از منکر است که از ارکان تعلیمات اجتماعی اسلام است[3].»

منظور از اصلاحات و اصلاح طلبان در جامعة کنونی ما،‌چه کسانی هستند و آیا نظر و حرکت آنها در چارچوب معنای اصطلاحی اصلاحات قرار می گیرد؟

هر ساختار حکومتی و سیستم سیاسی پس از گذشت دورانی از حیات خود ممکن است که نیاز به برخی اصلاحات در برخی وجوه خود داشته باشد که در عین حفظ کلّیت و تمامیت آن ساختار یا سیستم، برخی معایب و ناکارآمدیهای آن را برطرف نماید. مطمئناً نظام جمهوری اسلامی ایران نیز مستثنی از این قاعده نیست.

اصلاح طلبان حال حاضر در ایران را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: 1. اصلاح طلبان اسلامی،‌ 2. اصلاح طلبان آمریکایی.


اصلاح طلبان اسلامی:

«اصلاح طلبان اسلامی عده ای از انقلابیون مسلمان هستند که از اول انقلاب در صحنه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به نفع اسلام و مسلمین حضور داشته و دارند و می توان گفت همان دلسوزان نظام و انقلاب بشمار می آیند. آنها کسانی هستند که رهبر انقلاب پرچمدار آنان بوده و خواهد بود و آنها دارای چند ویژگی بارز و برجسته اند.

الف) اینها اصلاح طلبان دین مدار هستند و اصلاحات آنها بر پایه اعتقاد به اصل ولایت فقیه و حاکمیت دین و در چارچوب آن صورت می گیرد.

ب) اصلاحات آنها دارای هوّیت و ویژگی عدالت طلبانه است و هدف اصلی آن از بین بردن فقر وفساد و تبعیض موجود در شرایط کنونی جامعه و نظام است.

ج) این اصلاحات رویکردی ضدّ‌ امپریالیستی و ضد آمریکایی دارد.

در واقع اصلاحات انقلابی عبارت است از انجام فعّالیت ها و حرکت هایی جهت تعمیق روح دینی و جوهر ولایی انقلاب آن تداوم حیات و بلکه تعمیق آرمانهای مبنایی آن.


اصلاحات آمریکایی:

در مقابل «اصلاحات انقلابی و اسلامی»،«اصلاحات آمریکایی یا اصلاحات لیبرالیستی» وجود دارد. البته این رویکرد داخل در مفهوم اصلاحات اصطلاحی ذکر شده نیست و نمی تواند باشد و به غلط و برای فریب افکار عمومی و پرده پوشی اعمال خود، چنین نسبت اصلاح طلبی را عده ای به خود می دهند.

ما هم با تسامح، این واژه را در مورد این عده بکار می بریم.

اصلاحات آمریکایی رویکردی است که در چند سالة اخیر با بهره گیری از نفوذ و حضور در برخی لایه های مدیران کشور تحت لوای اصلاحات، خواهان استحالة نظام اسلامی ایران به یک حکومت سکولار البته با رعایت برخی ظواهر دینی هستند.

جریان اصلاحات آمریکایی، در واقع خواهان تغییر ماهیت دینی و روح انقلابی نظام جمهوری اسلامی به یک نظام سکولار، با حفظ ظواهر دینی و هم چنین مدافع نظام سرمایه سالاری و هضم شدن در نظام جهانی سلطه است. این جریان به اصطلاح اصلاح طلبی،‌در واقع درصدد استحالة نظام اسلامی و حذف صبغة دینی و روح ولایی آن است و علی رغم ظاهر اصلاح طلبانه، در واقع یک حرکت براندازانه است که اساس کارکرد آن براندازی خاموش و کودتای خزندة فرهنگی ـ سیاسی است.»[4]


نتیجه:

اصلاح طلبی و اصلاحات چیز تازه ای نیست و از زمان ارسال انبیاء وجود داشته و رسالت اصلی آنها، اصلاح امت ها بوده است. لذا این واژه ریشة دینی دارد. خصوصاً که ائمه اطهار هم خود را اصلاح گر معرفی می کردند. از طرفی در جامعة ما، اصلاح طلبان دو دسته هستند: عده ای که دنبال اصلاحات انقلابی اند و دسته ای که به دنبال اصلاحات آمریکایی هستند.


اصولگرایی

اگر به فرهنگهای سیاسی نظری بیاندازیم اثری از واژة «اصولگرایی» در آنها نمی یابیم در عوض به کلمة بنیادگرایی بر می خوریم که تعبیر مثبت آن، به معنای اصولگرایی که امروزه در عرف سیاسی ما بکار می رود نزدیکتر است.

بنیاد گرایی دارای دو معنای متفاوت می باشد که در نقطة مقابل هم قرار دارند. در معنای نخست که بیشتر با عنوان فارسی «اصولگرایی» از آن یاد می شود عبارت است از اصولی بودن اعتقادات، باورها و تمسّک به آنها. در معنای دیگر که بیشتر بار ارزشی منفی دارد بنیاد گرایی مساوی با نهاد قشری گری و تمسّک به ظواهر می باشد.[5]

اصولگرایی که در عرف سیاسی کشور ما متداول شده است اصطلاح جدیدی است که قبلاً به این شکل سابقة کاربرد نداشته است. طبق این تعبیر اصولگرایان افرادی هستند که معتقد به یک سلسله آرمانها و عقاید مقدسی هستند که این عقاید ریشه در مذهب و دین آنها دارد و آنها حاضر نیستند بر سر این اصول معامله و یا از آنها عدول کنند. برای مثال مسالة دفاع از حقوق فلسطینیان و به رسمیت نشناختن اسرائیل در نظام جمهوری اسلامی ایران یک مسألة اصولی نظام بشمار می آید که مسئولان حاضر نیستند بر سر این مسأله با کسی معامله کنند. در واقع اصولگرایان هرهری مذهب نیستند که هر روز به یک رنگی در بیایند. بلکه افرادی هستند که حاضرند بر سر اعتقادات و اصول صحیح خود فداکاری بکنند.

طرح اصولگرایی از جانب مقام معظم رهبری در شرایطی صورت گرفت که بعضی افراد برای خوشایند غربی ها از مواضع انقلابی و بعضی اعتقادات سابق خود دست بردارند. لذا طرح این مسأله از جانب رهبری عملاً باعث شد خط و خطوط این عده از بقیّه جدا شود و یاران واقعی نظام که حاضر به فداکاری برای اصول و مواضع انقلابی خود هستند. در یک جبهة واحد بنام جبهة «اصولگرایان» متشکّل شوند.

در نتیجه: اصول گرایی یعنی ایستادگی روی عقاید و آرمانهایی که ریشه در دین و مذهب دارد و عدم عدول از این اصول. بنابراین هر کس که دارای چنین روحیه و اعتقادی هست بدون شک جزو اصول گرایان خواهد بود.


معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. انقلاب اسلامی، زمینه ها و پیامدها، دکتر منوچهر محمّدی.

2. اصلاح طلبی،‌ دکتر علی مطهری.

3. نهضتهای اسلامی در صد سالة اخیر، مرتضی مطهری.


پی نوشت ها:

[1]. محمدی، منوچهر، انقلاب اسلامی، زمینه ها و پیامدها، ص24.

[2] . مطهری، علی، اصلاح طلبی، ص81.

[3] . مطهری، مرتضی، نهضت های اسلامی در صد سالة اخیر، انتشارات صدرا، ص7.

[4] . زرشناس، شهریار، واژه نامة فرهنگی، سیاسی، ص23 و 22.

[5] . علیزاده، حسن، فرهنگ خاص علوم سیاسی، ص128.


منبع



خیلی دوست داشتم این قسمت از برنامه جهان‌آرا رو با هم ببینیم. نشد. لینکش یا حذف شده یا به هردلیلی من دسترسی ندارم بهش. قطعا بین شما "دچار" عزیز میتونه لینکش رو پیدا کنه. اگر نشد و سانسور نکردن خودتون ببینید.


و این هم ببینید. شخصا در موردش نظری ندارم





میرزا مهدی
۱۷ دی ۹۸ ، ۰۹:۲۲ موافقین ۴ ۲۰ نظر

سلام!

تو تاکسی نشسته بودیم که برویم نمازجمعه. راننده با خانم کناردستی‌اش حرف میزد و آقای کنار دستیِ من هم با موبایل. من و همسر هم ساکت به بیرون نگاه میکردیم که یک جمله‌ی«سه روز عزای عمومی اعلام...» را از سخنانِ گوینده ی رادیو شنیدم. سکوتم را شکستم و به آقای راننده گفتم:«چی شده؟»، «حاج قاسم رو ترور کردند دیشب ساعـــ»...

دیگه چیزی نشنیدم. نفسم کُند شد. ضربانِ قلبم را زیر گلویم احساس میکردم. آقای کنار دستی حرفش را قطع کرد و موبایلش را روی پایش گذاشت. سکوت بود و سکوت...

داشتم به دیشب و دورهمیِ دعای کمیلِ آقایانِ سبزپوشِ شهرمان فکر میکردم که بعد از دعا چه‌ها از سپاه قدس و رشادتهای سردار سلیمانی میگفتند.

داشتم به نوری که همین دیشب در قلبم ایجاد شده بود و مهری که از ایشون به دلم نشست بود فکر میکردم.

داشتم به حسرتی که در من ایجاد شده بود و غبطه ای که -به شهدای حرم و افرادی که ایشان را دیده بودند و همرزمش بودند-میخوردم، فکر میکردم.

داشتم به صحبتهای چند شب پیشِ یکی از نمایندگانِ مجلس درمورد FATF  و وصله‌ی ناجورِ تروریست بودنی که به ایشان زده‌اند فکر میکردم.

داشتم به کوهی که دیگر پشتمان نیست فکر میکردم.

داشتم به نگاهِ نافذی که دشمن‌ترسان بود و دیگر نیست فکر میکردم.

داشتم به خاطراتِ همرزمانش که این روزها در کتابها میخوانم، فکر میکردم.

داشتم به جهادش در داخل کشور و کمک‌رسانی هایش در اتفاقاتِ طبیعیِ اخیرِ، فکر میکردم.

دیگر هیچ چیزی نمیدیدم. فقط هر آنچه که درمورد ایشان میدانستم، مثل برق از جلوی چشمانم عبور میکرد. شاید حیا، شرم، خجالت و یا هرچیز دیگری وجود داشت که اشکم در نیامد. نمیدانم.

داشتم به سوالی که دیشب از یکی از فرماندهانِ سبز پوش پرسیدم و گفتم«چطور میشود وارد سپاه قدس شد؟» و به خنده هایش فکر میکردم که همسر صدایم زد«مهدی!»

به خودم آمدم و گفتم«ها»

«رسیدیم. پیاده شو» نفس حبس شده ام را به بیرون پرت کردم و پیاده شدم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و چه خودجوش بعد از نماز به خیابان آمدیم و تکبیر گفتیم و مشت بر دهان استکبار و استکبار پرست و استکبار دوست زدیم. روحت شاد. با امام حسین علیه السلام محشور باشید. که هستید انشالله. 

                                       ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بنشینیم ببینیم اینهایی که میگن آمریکا جون! آمریکا جون! قرار است چه تصمیمی بگیردند این روزها. مینشینیم و نظاره‌تان میکنیم که رفتار و برخوردتان را آمریکا جونتان ببینیم. منتظریم. ملت ایران منتظرند تا رفتارِ بعد از اینِ شما را با آمریکا جونتان ببینند. خدا کند که مراقب رفتارشان باشند و بدانند با اینکه سردار خوابید، اما ملتِ ایران، بیدارتر از همیشه، فقط منتظر نشسته‌اند... منتظرِ رفتار شما.




                                                                الهم عجل لولیک الفرج


میرزا مهدی
۱۴ دی ۹۸ ، ۰۹:۲۴ موافقین ۲۵ ۱۵ نظر
سلام

1-شاید بعضی از شما ها یادتون نباشه ولی 20 سالِ پیش در چنین ساعاتی، دنیا یک نفسِ راحت کشید و از یک استرسِ چندین روزه و یا حتی چندین ماهه رد شده بود و به قول خودش(دنیا رو میگم) خطر از بیخ گوشش رد شده بود.
اینکه تمام ثبت وقایع به دو شماره ی آخرِ سال میلادی انجام میشد و مثلا سالِ 97 یا 98 و یا 99 که با فرارسیدن سال 2000 ، اون دو رقمِ آخر دوتا صفر میشد و تمام محاسباتِ مالی و ارزی و چی و چی به فنا میرفت وخلاصه  یه همچین چیزایی. 
همینطوری خواستم بگم من انقدر اطلاعات دارم. فرارسیدن سال 2020 رو تبریک میگم. نمیدونم چه به درد میخوره ولی مبارک باد.
2- اول همه ی مسلمونا و مهمتر از همه شیعه ها و بعد بانوان عزیز و بعدتر از همه، که احتمالا مهمتر از همه هم باشن، پرستارهای گرامی مخصوصا سه پرستاری که اینجا رو مطالعه میکنن (حالا یا همدیگه رو میشناسن و یا از وجود هم بیخبرن) در ابتدا ولادت  حضرت زینب سلام الله علیها ، و بعد روز پرستار رو تبریک عرض میکنم. (خلاصه و مختصرش میشد این)
تا حالا نشده که متوسل بشم به بانو حضرت زینب سلام الله علیها. ولی امروز و در همین یک خط از ایشون عاجزانه تمنا دارم «شفاعت کنن همه ی انسانهای نیکی که توانِ تحملِ درد و رنج و فشارِ بیماری ای که گرفتارش شدند رو ندارند و زبانم لال کم‌کم چشمهایشان به روی همه ی نعماتِ خداوند بسته میشود و دهانشان باز.
 تمنا دارم برای نجاتِ روحشان از دست شیطان و وسوسه های شیطان، نزد خداوند شفاعت کنند تا حالشون خوب باشه و تا آخر عمر شاکر و مطیع و بنده. (یه دعا و توسل بود به سبکِ من. شما ببخش)
و اما 3- یه سوالی که دوست نداشتم در قالب بک یادداشتِ مجزا پرسیده بشه. اگر دوست داشتید جواب بدید و اگر نه که حتما نظرتون رو بگیدD: 
سوال:
«به نظر شما حکومتِ ایران،در حالِ حاضر، یک حکومت اسلامی‌ست؟ اگر نه؟ روی چه حساب؟ و اگر جوابتون بلی‌ست، روی چه حساب..........»و «آیا جامعه ی ما یک جامعه اسلامی‌ست؟ اگر آره و نه که باز با دلیل بفرمایید. (لطفا با نگاه متعصبانه جواب ندید. اصلا هم قصد اهانت به صاحت مقدس  هیچ بزرگواری ندارم. قسم میخورم)
اگر مایل هستید میتونید به صورت ناشناس جواب بدید. 


نظرات هم بدون تأیید نمایش داده میشوند.
دیگه همین دیگه...





میرزا مهدی
۱۱ دی ۹۸ ، ۰۸:۵۵ موافقین ۱۳ ۴۳ نظر