یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟" گونه!!!

یک مُشت حرفهای "خُب. که‌چی؟"  گونه!!!

یک مشت حرفهای خب که چی گونه اولین بار در تاریخ ۲۹ مرداد ۹۲، ۱۸:۲۴ متولد شد و در تیر ماه سال 1397 به کُما رفت و بعد از مدتها باز زنده شد اما در سوابقش دیگر نه حرفی مانده و نه چیزی برای یادآوری. با این همه، ادامه می‌دهد تا تاریخ 19 تیر ماه 1400 ساعت 24.
زان پس دیگر نخواهم نوشت/.
میرزا مهدی/.

طنز

غربال

پنجشنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۹، ۰۳:۴۳ ب.ظ

امروز صبح قبل از اینکه موذن گوشی شروع کنه به اذان خوندن با صدای زوزه‌ی بادی که راه افتاده بود از خواب بیدار شدیم. شمالی ها شاید متوجه‌اش شده و شنیده باشن.

نماز خوندیم و زوزه‌ی باد شدیدتر شده بود که اگر میخواستم خیلی به رو خودم بیارم، شاید یه نماز وحشت میفتاد به گردنم. D: پس ترجیح دادم بگم. یه باده دیگه.... نترس. (اینو به همسر گفتم)

گفت: همیشه اوایل بهار یه همچین بادی میاد و هرچی شکوفه ست با خودش میبره و گوجه سبزهایی که هنوز یه قِلقِلیِ کوچولو بودند رو میریخت رو زمین.

(یه کم سکوت کردم و زور میزدم یه مسئله ی فلسفیِ من درآوردی پیدا کنم تا از معلوماتِ پوچ و تو خالی ای که در وجودم هست، بهش فخر بفروشم)

گفت: خوابیدی؟

گفتم: نه. خدا کارش خیلی درسته‌ها

گفت : میدونم که لازمه و بعضی از درختها اینطور بارور میشن. ولی بچه که بودم همیشه غصه میخوردم از اینکه گوجه سبزهامون می‌ریخت. یا شکوفه های درخت نارنج و پرتقال‌مون بارور نشده، از بین می‌رفتن.

(یه تکونی خوردم و جابجا شدم و آرنج و بازوم رو گذاشتم زیر بالشتم و کف دستمو گرفتم جلو دهنم که مثلا کرونا نگیره و گفتم)

میدونی که این گلچینی های خدا به دلیل این بوده که درختتون بارور تر بشه؟ اینکه مثلا اگر روی درختتون دو هزار تا پرتقالِ نصفه نیمه قراره رشد بکنه، خدا نسبت به توانِ درخت، اضافی ها و اونایی که قطعا به ثمر نمیرسن رو میچینه و فرصت رو به اونایی که به ثمر میرسن میده. این گلچین رو خدا فقط بلده و رازش رو میدونه.(احساس کردم دارم به دختر شش سالم درسِ داستان آفرینش رو میدم)

گفت: بهتره بخوابی مهدی جان

گفتم : الان شاید همین کرونا هم مثل همین باد داره عمل میکنه.

گفت: باشه

گفتم: الان صدای این حلبی هایی که رو سقف انباریه میشنوی؟

جواب نداد.

خوب شد جواب نداد چون نمیدونستم به چی باید ربطش بدم....حلبی و باد و کرونا و غربالگری و شکوفه ی بهار نارنج رو...



نظرات  (۱۷)

خداوند همه‌ی رفتگان، مخصوصاً قربانیانِ ویروسِ منحوسِ کرونا رو رحمت و قرینِ لطف و کرامتِ خودش قرار بده. آمین.

یه وقت با نوشتنِ این مطلب، سوءتفاهم برای بازماندگانِ این عزیزان پیش نیاد. تمنا میکنم.

Khob dust e aziz, khanomet gofte begir bekhab, to baz miyay inja migi? 

پاسخ:
دوست عزیز من دارم سعی میکنم تو یادداشتهام-هرچند ضعیف و ناتوان-، یک مفهوم رو ارائه بدم.

Khob dust e aziz jan, khanomet miduneste un harf ro vasat e jam'e begi majbur mishi ye chi mesle comment avval bezari

 

Shesh nafar ta hala shenidam test hashun mosbat shode


Albatte alaem nadaran 

پاسخ:
:)
۱۴ فروردين ۹۹ ، ۱۶:۵۰ دچارِ فیش‌نگار

سلام با تگرگ چه میکنید؟

پاسخ:
سلام تگرگ نداشت :)

شاید یه برداشت دیگه از حرفاتون داشته که این جمله رو "بهتره بخوابی مهدی جان

 

⛔ /http://1moshtharf.blog.ir ⛔"

 

گفته : ))

پاسخ:
کارش درسته
۱۴ فروردين ۹۹ ، ۱۷:۱۴ امّــــــــ شــــــــــهــــــــرآشــــــــــوبـــــــ

سعی کنید بیشتر بخوابید!

پاسخ:
اتفاقا دچار کم خوابی شدم

حاجی! در بیانات بعدی بفرمایید اگر از این غربال رد شیم بهتره و یا در غربال بمانیم :)

پاسخ:
به نظرم رد شیم بهتره

حاجی! در بیانات بعدی بفرمایید اگر از این غربال رد شیم بهتره و یا در غربال بمانیم :)

پاسخ:
نشیم بهتره؟

حاجی! در بیانات بعدی بفرمایید اگر از این غربال رد شیم بهتره و یا در غربال بمانیم :)

پاسخ:
رد نشیم ولی وانمود کنیم شدیم؟

حاجی! در بیانات بعدی بفرمایید اگر از این غربال رد شیم بهتره و یا در غربال بمانیم :)

پاسخ:
گزینه هیچکدام؟

اینکه کرونا رو یه جور ناجور چسبوندین به باد و کار خدا ازتون ناامید شده لابد. :)

پاسخ:
کلا نا  امیده از من :))

سلام میرزا

سال نو مبارک

عذرخواهی بابت تاخیر😊

میگم دم اذانی چه فیلسوف شده بودینا

 

پاسخ:
سلام سال نو شما هم مبارک... من فیلسوف زاده شدم

دارم فکر می‍‌کنم با این استدلال‌هایی که می‌تونین در آن ِ واحد بیارین چقدر جاتون خالی بوده توی مذاکرات برجام :دی

پاسخ:
گفتم بهشون که... ولی هواپیماشون جا نداشت

الان دیگه همین صدای حلبی ها یا هر اتفاق کمتر معمولی می تونه هشداری برای شروع غول مرحله آخر باشه!

پاسخ:
خدا به خیر بگذرونه

خداروشکر خانومت با وجودت حوصلش تو خونه سر نمیره :D

پاسخ:
:))))
اینو براش خوندم خندید

زندگی نخ تسبیح جالبیه ... 

این ها که منطقیه 

راحت تر از این هم میشه زنجیره داستان و لباس فلسفه رو گردنش انداخت 

پاسخ:
اول صبحی همین به ذهنم رسید اخوی:)

صحبت هاتون حکیمانه بوده

پاسخ:
میدونم میدونم :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی